تبليغاتX
****عاشــقان روزگار ســیاه ****
پدر عشق بسوزه

برتراند راسل در کتاب زناشویی و اخلاق ، در فصلی که به عنوان ((عشق

 رمانتیک)) باز کرده است می گوید :


((اصل اساسی عشق رمانتیک  آن است که معشوق خود را بسیار گرانبها

 و بدست آوردنش را بسیار دشوار بدانیم .... بهای زیادی که برای زن قائل

 می شدند نتیجه ی روانشناسی اشکال تصرف وی بود.))

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 15:51  توسط علی و یاسر | 

ویل دورانت این صفا و صمیمیت را که پس از خاتمه ی شهوت نیز دوام

 پیدا می کند، این طور توصیف میکند:

(( عشق به کمال خود نمی رسد مگر آنگاه که با حضور دلنشین وگرم خود

 تنهایی پیری و نزدیکی مرگ را ملایم و مطبوع سازد.کسانی که عشق را

 فقط میل و رغبت می دانند، فقط به ریشه و ظاهر آن می نگرند.روح عشق

 حتی هنگامی که اثری از جسم بجا نمانده باشد باقی خواهد بود. در این ایام

 آخر عمر که دلهای پیری از نو باهم می آمیزند،شکفتگی معنوی جسم

 گرسنه به کمال خود می رسد.))


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 15:44  توسط علی و یاسر | 

راسل در کتاب زناشویی و اخلاق می گوید:

(( کسانی که هرگز از وحدت صمیمانه و عمیق رفاقت پر شور یک عشق

طرفینی بویی نبرده اند، در حقیقت شیرینی جنبه های زندگی را

نچشیده اند و بی آنکه خود بدانند محرومیت از آن ، عواطف آنان را به

سوی قساوت، حسادت و زورگویی سوق می دهد.))

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 15:52  توسط علی و یاسر | 

راسل یکجا اعتراف می کند که :

(( عشق چیزی بالا تر از میل به روابط جنسی است.))

ما هم می گوییم که . . . . .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 15:56  توسط علی و یاسر | 

خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني .......


خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خيانت تنها اين نيست كه دستت

 را در خفا در دست ديگري بگذاري .......


خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 18:34  توسط علی و یاسر | 

    هر که عشق اندر او کمند انداخت

                                                          به مراد خویش بباید ساخت

         هر که عاشق نگشت ، مرد نشد

                                            نقره فائق نگشت تا نگداخت
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 18:23  توسط علی و یاسر | 

 عشق آتش است ،اگر نباشد خانه سرد و تاریک است اما   اگر بیجا باشد خانه و خانمان رو می سوزاند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 18:16  توسط علی و یاسر | 


(( در سرتا سر زندگی انسان ، به اجماع همه عشق از هر چیز جالب توجه

 تر است و تعجب اینجاست که فقط عده ای کمی درباره ی ریشه و گسترش

 آن بحث کرده اند. در هر زبانی دریایی از کتب و مقالات ، تقریبا از قلم هر

 نویسنده ای درباره ی عشق پیدا شده است وچه حماسه ها و درامها و چه

 اشعار شورانگیز که درباره ی آن بوجود آمده است، و با این همه چه

 ناچیز است تحقیقات علمی محض درباره ی این امر عجیب و اصل طبیعی

 آن و علل تکامل و گسترش شگفت انگیزآن ،از آمیزش ساده ی پروتوزوئا

 تا فداکاری دانته و خلسات پترارک و وفاداری هلوئیز به آبلارد.))



+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 15:46  توسط علی و یاسر | 

اگر روزی مردم بر سنگ مزارم بنویسید :

آشفته دلی خفته در این خلوت خاموش ،

                               او زاده ی غم بود و ز غمهای جهان گشته خاموش

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 17:27  توسط علی و یاسر | 

مرا دیوانه می سازد نگاهش

                                                فغان از این نگاه گاه گاهش

لب او گر چه خاموش است لیکن

                                              سخن هاست پنهان در نگاهش

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 17:24  توسط علی و یاسر | 

قسم خوردم ، قسم خورده می مانم

                                     چون عشق تو گفته ام یار تو خواهم ماند

ما را هراسی نیست از بی وفایی

                                   گر تو بی وفایی کنی من وفادار خواهم ماند

بیا و سوگند یاد کن که چون مجنون عاشق

              که تا زنده ای به عشق لیلی وفادار خواهی ماند

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 17:9  توسط علی و یاسر | 

صد بار سفرکردم و عاشــق نشدم من

                                                یک بار تــو را دیدم و دیوانه شدم من

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 16:51  توسط علی و یاسر | 

چه زيباست بخاطر تو زيستن ...

و براي تو ماندن... به پاي تو بودن... و به عشق تو سوختن !

و چه تلخ و غم انگيز است دور از تو بودن و براي تو گريستن ... !

اي کاش مي دانستي بدون تو مرگ گواراترين زندگيست ... !

بدون تو و به دور از دستهاي مهربانت زندگي چه تلخ و ناشکيباست ... !

چه زيباست بخاطر تو زيستن ...

ثانيه ها را با تو نفس کشيدن ... زندگي را براي تو خواستن ... !

چه زيباست عاشقانه ها را براي تو سرودن ... !

بدون تو چه محال و نا ممکن است زندگي... !

چه زيباست بيقراري براي لحظه ي آمدن و بوئيدنت ... !

براي با تو بودن و با تو ماندن ... براي با هم يکي شدن ... !

کاش به باور اين همه صداقت و يکرنگي مي رسيدي !

اي کاش مي دانستي مرز خواستن کجاست ...!!!!

و اي کاش مي ديدي قلبي را که فقط براي تو مي تپد ... !


+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 17:13  توسط علی و یاسر | 

عشق:

تنها مرضی است که بیمار از آن  لذت میبرد.

عشق:

زودتر از نسیمی که بر بوستان میوزد نمود پیدا میکند

عشق:

معمولآ نوعی عذاب دردناک است ولی دور ماندن از ان مرگ است

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 17:4  توسط علی و یاسر | 

 

ثانيه ها و ساعتها و فصلها گذشت تا به فصل جديد زندگي رسيديم !

 

 

روزها با شتاب از کنار هم گذشتند تا تو مرا به باور رساندي به باور آن همه عشق و زيبايي !

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 17:0  توسط علی و یاسر | 


امشب دلم ميخواهد



به کسي بگويم"" دوستت دارم.""

تو نهراس و آنکس باش.

بگذار با هر آنچه در توان دارم

همين امشب به تو ثابت کنم که دوستت دارم.

بگذار برايت نقش آن دلباخته اي را بازي کنم که

لحظه اي دور از محبوب خويش زندگي را نميتواند.

بگذار همچون معشوقي که براي وصال معشوقش

جان ميدهد برايت جان دهم.

بگذار همين امشب پيش پايت زانو بزنم

و تو را ستايش کنم.

بگذار در تاريکي به تو لبخند بزنم.

نگذار زمان از دستم برود

و تو را درنيابم.

ميخواهم بينديشي که همين امشب

غير از من کسي ديوانه تو نيست

هرچند که جاهلانه فکري باشد.

کمي بيشتر با من

و همين امشب بگذار خيال کنم


که جز تو کسي نيست.
همين يک امشب را بگذار نقش بازي کنم.

نقش حقيقت را.

همان که دور از تو بارها روبه روي آينه تمرين کرده ام.

اي آخرين !

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 16:31  توسط علی و یاسر | 

دلم اعدامی عشق است به دار قلب خاموشت بدان تا لحظه ی مردن نخواهم کرد فراموشت...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 16:30  توسط علی و یاسر | 

بد اخلاق ها قلب عاشق ندارند به همین دلیل آرامش عشاق را سلب می کنند.


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 15:31  توسط علی و یاسر | 

رسم است به قبر همگان نام نویسند ، من گمشده عشق تو ام نام ندارم .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 15:25  توسط علی و یاسر | 

عشق یعنی شب نشینی با خدا ، گفت و گو با ناله اما بی صدا، عشق پرتاب گلی از سوی دوست، هر کجا باشد دلم همراه اوست

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 14:49  توسط علی و یاسر | 

ای دیده رخ نگار دیدن خطر است / ای دل سر این رشته کشیدن خطر است

هان تا نچشی ز ساغر عشق دگر / زنهار دلا زهر چشیدن خطر است

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 14:46  توسط علی و یاسر | 

با عرض سلام و خسته نباشید

 

دهه ی محرم  بر تمامی عاشقان امام حسین (ع) محترم تسلیت باد.

امیدواریم بتوانیم در این ماه کمال استفاده را ببریم.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 19:36  توسط علی و یاسر | 

 تمامي سدها را به بهانه تو خواهم شکست

 

 

  
  تمامي راهها را هموار خواهم ساخت 

 


فقط  به بهانه تو 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 19:26  توسط علی و یاسر | 

اتــــــل متل ستــاره , گلـــم دوستم نداره , نه اس ام اس نه یک زنگ , دلم شده تنگ تنگ

اتل متل آسمون من بد و تو مهربـــون , تو مثل گُل , من از گِل,من
زشت زشت تو خوشگل


اتل متل یه خورشید ,  کی از دلت منو چید؟ این همه دوری از من
 کی این روزا را می دید؟


اتل متل خـــــدافظ , خوندم تو فــال حافـــظ , نگـــات شده
سـرد سـرد , جــدایی پر پــرم کرد


+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 19:8  توسط علی و یاسر | 


غم تنها ترین تنهای دنیا

                                تویی زیباترین زیبای دنیا

تو مثل امید یک قناری

                               قراری بر دل هر بی قراری

منم یلدای بی پایان عاشق

                                تو بودی مرحم زخم شقایق

تویی لالایی خواب خوش آواز

                                بالم را مشکن در اوج پرواز

نگاهت را می پرستم ای نگارم

                                 فدای تار مویت هر چه دارم


+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 17:46  توسط علی و یاسر | 

زندگی زیباست نه به زیبایی حقیقت............

حقیقت تلخ است نه به  تلخی جدایی............

و جدایی سخت است نه به سختی تنهایی...!!!

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 19:47  توسط علی و یاسر | 

زندگی مال تو , مرگ مال من

راحتی مال تو , گرفتاری مال من

شادی همه مال تو , غم همه مال من

من مال تو ولی تو مال من.........!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 19:0  توسط علی و یاسر | 

 

کاش مي شد ياد بگيريم دل کسي رو نشکنيم ...

 

 

کاش مي شد ياد بگيريم در مقابل کارهامون براي ديگرون منت نزاريم ...

 

 

کاش مي شد ياد بگيريم صادق باشيم ...

 

 

کاش مي شد بچگانه رفتار نمي کرديم و عاقل مي بوديم ...

 

 

کاش مي شد دنياي قشنگ عاشقونمونو با يه نسيم کوچولو خراب نمي کرديم ...

 

 

کاش مي شد يه ذره از غرور و خودخواهيمون کم مي کرديم ...

 

 

کاش مي شد، که اگه مي شد نه من تورو نه تو منو از هم نمي رنجونديم ...

 

 

کاش مي شد ...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 19:0  توسط علی و یاسر | 

قلب آدما مثل يه جزيره دور افتاده مي مونه ...

 

 

اينکه چه کسي واسه اولين بار پا به جزيره ميزاره مهم نيست !

 

 

مهم اون کسي است که هيچ وقت جزيره رو ترک نمي کنه ...

 

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 23:27  توسط علی و یاسر | 

بياد تمام عزيزاني که از دست داديم

 

بياد اونهايي که الان بين ما نيستن و فقط از اونها خاطره اي مونده

 

شايد منم فردا در بين شما دوستان نباشم

 

پس بياييد همديگه رو دوست بداريم و از مدت باقي مونده زندگي استفاده کنيم و به هم عشق بورزيم

 

فداي همه عاشق ها

 

فداي همه آدمهاي خوب و با حال

 

فداي همه شما عاشقان


+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 12:59  توسط علی و یاسر |